ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )

86

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )

( 1 ) كردند كه خوب است براى انتقام كشته‌گان بدر و جنگ با محمّد اموال تجارتى مزبور را صرف تجهيزات جنگى كنيم و هر كس در اين اموال شركت دارد از آن صرف نظر كند و همگى آن را اختصاص بدين كار دهند . اين پيشنهاد پذيرفته شد و شروع به خريدن اسلحه و ساير تجهيزات جنگى كردند . خداى تعالى نيز در اين باره آيهء ذيل را نازل فرمود : « همانا كافران اموالشان را خرج ميكنند تا ( مردم را ) از راه خدا باز دارند زود است كه مالها را خرج كنند ولى حسرتش بر دل آنها بماند و مغلوب نيز خواهند شد . . . » [ ( 1 ) ] بسيج قريش : بدين ترتيب قريش مكه براى جنگ با رسول خدا بسيج شدند و قبائل اطراف مانند بنى كنانة و مردم تهامه را نيز با خود همدست كردند . از جمله كسانى كه براى بسيج مردم تهامه رفت ابو عزة عمرو بن عبد اللّه جمحى بود كه چنانچه پيش از اين گفتيم در جنگ بدر اسير شد ولى چون مرد فقيرى بود و پولى كه مانند ديگران خود را بوسيلهء آن آزاد كند نداشت از رسول خدا درخواست كرد كه بر او منت بگذارد و او را بدون پرداخت فديه آزاد كند ، آن حضرت نيز پذيرفت مشروط بر اينكه پس آزادى كسى را بر عليه او تحريك نكند . در اين موقع كه قريش براى تجهيز لشگر بجنب و جوش آمده بودند صفوان بن اميه بنزد او آمده گفت : اى ابو عزة تو مرد شاعرى هستى و در اين موقع بايد ما را با زبان خود كمك كنى ( و با حماسه‌هاى شورانگيز عربى مردم را بجنگ با محمّد تحريك كنى ) ؟ ابو عزة گفت : محمّد به گردن من حق بزرگى دارد زيرا بر من منت نهاد و بدون فديه مرا آزاد كرد ، و من با او شرط كردم كه اقدامى بر عليه او نكنم . صفوان اصرار كرده گفت : من با خداى خود عهد ميكنم كه اگر بكمك ما

--> [ ( 1 ) ] سورهء انفال آيهء 36 .